السيد مرتضى العسكري ( مترجم : محمد جوادى كرمى )

32

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى )

معرفى كرده است . « 1 » اين ، معناى اصطلاحى واژه « اجتهاد » در مكتب خلفا بود ، كه پس از قرن پنجم هجرى ، در نزد علماى مكتب اهل البيت نيز ، شايع گرديد ؛ چنان كه « علامه حلى » در كتاب « مبادى الأصول » ، فصل دوازدهم ، در تعريف « اجتهاد » گويد : « اجتهاد ، كوشش و صرف توان فكرى در مسائل ظنّى شرعى است ؛ به گونه‌اى كه بيش از آن ميسور نباشد ؛ و نسبت آن به رسول خدا ( ص ) صحيح است ؛ چون خداى متعال [ نجم / 4 ] فرموده : ( وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى ) : « او از هواى نفس سخن نمىگويد » ؛ و چون اجتهاد بيش از ظنّ و گمان سود ندهد ، و آن حضرت عليه السلام قادر بر دريافت وحى است ؛ و چون در بسيارى از احكام ورود وحى را انتظار مىكشيد ، و اگر « اجتهاد » براى او جايز بود ، به سوى آن مىرفت ؛ و اگر براى آن حضرت جايز بود ، براى جبرئيل عليه السلام نيز ، جايز بود ؛ و اگر چنين مىشد ، باب قطع و جزم به اينكه : « شريعت محمد ( ص ) از خداى متعال است » بسته مىشد ، باب قطع و جزم و اينكه : « شريعت محمد ( ص ) از خداى متعال است » بسته مىشد ؛ و چون اجتهاد گاهى خطا و گاهى درست است ، و تسليم شدن آن حضرت عليه السلام به آن جايز نيست ؛ زيرا اعتماد به سخنان او را از بين مىبرد . همچنين ، به نظر ما ، اجتهاد براى هيچ يك از ائمه عليهم السلام نيز جايز نباشد ؛ چون آن‌ها معصوم‌اند و احكام را تنها از رسول خدا ( ص ) آموخته‌اند ؛ ولى براى علما جايز است تا با اجتهاد خويش احكام را از عمومات موجود در « قرآن و سنت » ، و ترجيح ميان ادّله متعارضه ، استنباط نمايند ؛ امّا گرفتن حكم از راه

--> ( 1 ) . اصل اين كتاب به نام « التحرير فى اصول الفقه » از علامه كمال الدين محمد بن عبد الواحد مشهور به ابن همّام حنفى ( متوفاى 861 - ه - ) است كه شاگردان فاضل او محمد بن محمد بن امير حنفى ( متوفاى 879 ه - ) آن را شرح كرده و شرح او را محقق محمد امين معروف به امير پادشاه بخارى ، ساكن مكه شرح نموده و آن را « تيسير التحرير » ناميده است و ما از چاپ مصر آن ( 1351 ه - ) ج 1 ص 171 ، نقل كرديم . شرح حال آن‌ها در كشف الظنون ، ج 1 ص 358 ، آمده است . .